خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
6 بهمن 1388
برتولت برشت نویسنده سوسیالیست آلمانی كه به گفته ژان پل سارتر بزرگترین نویسنده قرن معاصر است نمایشنامه ای معروف دارد به نام آنكه گفت آری و آنكه گفت نه. این نمایشنامه روایتی است اپیزودیك كه مورد علاقه شخص برشت است. آنكه گفت آری اپیزود اول نمایشنامه شامل داستانی است از پسری كه برای گرفتن دارو بخاطر مادرش باید از كوهی عبور كند... ادامه ...
بوی شیطانی

بوی شیطانی

ترجمه: زهرا طراوتی

23 اسفند 1388

سگ نزدیك در كه رسید شروع كرد به بو كشیدن. همانطور كه فس فس كنان بو می كشید با دماغش در را باز كرد. قلبم تند تند می زد. وجودم كرخت شده بود و همه چیز دور سرم به دوران در آمده بود. دستی از پشت سر روی شانه ام خورد و صدایی آمرانه گفت: "راه بیفت!"

آن اتفاق بامدادی

آن اتفاق بامدادی

علی‌رضا سپاهی لایین

22 اسفند 1388

در كمال حسن نیت می‌كشی ما را به شادی
می‌زنی لبخند و می‌نازی به این احوال عادی
انتخاب اندكِ مردان به‌جز مردن چه دارد
در چنین حالی كه ما را مرگ می‌بیند زیادی؟
روزبازار حراج نان و لبخند است، اما
جان به جای سكه می‌گیرند در كوی كسادی
...

برای انسانِ ایرانی‌ِ امروز
نگاهی به «ما به روایت من» سروده علی‌رضا سپاهی لایین‌

برای انسانِ ایرانی‌ِ امروز نگاهی به «ما به روایت من» سروده علی‌رضا سپاهی لایین‌

محمدكاظم كاظمی

20 اسفند 1388

كتابی كه پیش روی داریم‌، به واقع كارنامه‌ای است نسبتاً كامل و جامع از حدود بیست سال شاعری‌ِ علی‌رضا سپاهی لایین‌. كتاب در سلسلة معروف به «كتابهای تكا» منتشر شده است و به گمان من انتشارش ضروری می‌نمود، چون از این شاعر با وجود دو دهه سابقة روشن در شاعری‌، كتابی كه فراخور این سابقه و تأثیرگذاری باشد، منتشر نشده بود. به همین سبب در بررسی آن نمی‌توان این سیر تاریخی نه‌چندان كوتاه را در نظر نگرفت و از سالهای دور شروع نكرد

درباره «عیار 14» پرویز شهبازی: مزد ترس

درباره «عیار 14» پرویز شهبازی: مزد ترس

درباره «عیار 14» پرویز شهبازی: مزد ترس

محمدرضا مقدسیان

21 اسفند 1388

قطعا وحشت فرید هیچ نسبتی با خانواده و خصوصا همسرش ندارد. به سادگی قابل فهم است كه او نمی‌خواهد سر به تن همسرش باشد. فرار كردنش از شهر به همراه معشوقه‌اش بی آنكه سراغی از زن و فرزندش بگیرد در حالی كه منصور هنوز در شهر حاضر است و همین حضور می‌تواند خطری برای خانواده‌اش محسوب شود (حتی اتومبیل همسرش را با اتومبیل حالا بی خاصیت شده‌اش تعویض می‌كند تا به هدفش برسد كه البته همان اتومبیل تبدیل به تابوتش می‌شود)

سری كه درد... می كند

سری كه درد... می كند

سارا عرفانی

18 اسفند 1388

شاید مساله ارتباط یا عدم ارتباط داستان های یك مجموعه، برای خیلی ها حل شده باشد، اما این روزها هستند كسانی كه به مجموعه یا نویسنده آن خرده می گیرند كه چرا داستان ها یك دست نیستند. و حتما سید مهدی شجاعی هم از این رو، در مقدمه كتابش لازم دانسته كه به این نكته اشاره كند.