امید مهدی نژاد شاعر، نویسنده، طنزپرداز، نقاش، عکاس، بوکسور، بالرین و غیره معاصر در زمستان سال 1358 در یکی از بیمارستانهای تهران متولد شد. خانواده اش مثل خانواده بیشتر آدمهای مشهور خانواده ای فرهنگی، مذهبی، زحمتکش، اصیل و هنردوست بود. او وقتی متولد شد بیشتر از چند کیلو وزن نداشت و مدام گریه می کرد. به همین جهت نامش را امید گذاشتند.
امید از بدو ورود به دنیا استعداد شایانی از خود به نمایش گذاشت. یک ماه بیشتر نداشت که موفق شد گریه هایش را در گوشه مویه دستگاه چهارگاه تنظیم کند. سه ماهه بود که یاد گرفت با چنگ انداختن روی صورت افراد مختلف نقاشی کند. در شش ماهگی موفق شد با کمک پزشکان بیماری سرخجه را مغلوب کند و یکساله بود که توانست روی نشیمنگاه خود بنشیند. در سه سالگی توانست بدون یاری گرفتن از دستهایش کلمات قاقا و آبه را ادا کند و در چهارسالگی غذا خوردن را فرا گرفت. سیر موفقیتهای او به همین جا ختم نشد و تا همین دیروز نیز ادامه داشته است.
از شش سالگی تا بیست و چهار سالگی امید مهدی نژاد اطلاعی در دست نیست و به این ترتیب مشخص نیست او در این مدت به چه کارهایی مشغول بوده است، اما در سال 1381 بود که برخی از شعرهای او در مطبوعات به چاپ رسید. با خواندن این شعرها متوجه می شویم او در این مدت خودش را خیلی اذیت کرده است.
مهدی نژاد در سال 1383 از شعر گفتن خسته شد و تصمیم گرفت طنز بنویسد. این کار او به تحریک وحید جلیلی سردبیر سابق ماهنامه سوره انجام گرفت. نخستین طنزنوشته های مهدی نژاد در همین ماهنامه معلوم الحال منتشر شد. او همیشه طوری می نوشت که باعث بسته شدن در این مجله شود، اما هیچگاه این اتفاق نیفتاد. یعنی به دلیل طنزهای او نیفتاد، بلکه به دلایل جدی افتاد که چون جدی است او از آن خبر ندارد. مهدی نژاد علاوه بر سوره در جاهای دیگری هم طنز نوشت. مثلاً یکی از این جاها روزنامه وزین جام جم بود. اما از آنجا که زیرآب مستحکمی نداشت، پس از چاپ سومین مطلبش به او گفتند: خداحافظ. او هم خداحافظی کرد. این اتفاق در جاهای دیگری هم درست به همین ترتیب رخ داد. جاهای دیگری هم هست که هنوز با او خداحافظی نکرده اند، اما قطعاً در آینده می کنند.
از مهدی نژاد یک مجموعه طنز منتشر شده و یک مجموعه دیگر نیز به نحو رقت انگیزی در زیر چاپ به سر می برد. اثر چاپ شده او کتاب سوم نام دارد که اگرچه در ادامه کتاب های اول و دوم چاپ نشده، اما حاوی تعداد زیادی آگهی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره، علی الخصوص وغیره است. خواندن این کتاب را به هیچکس توصیه نمی کنیم.
مهدی نژاد به شعر اعتراض، خورشت قیمه، خودرو زانتیا، فندک زیپو، هندوانه، عکاسی پرتره، خیابان پامنار، بادام هندی، گوشی سونی اریکسون W800، کاغذ کاهی و علی معلم دامغانی علاقمند است و برای رسیدن به آنها از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.
مهدی نژاد هم اکنون بیکار است و اگر شما کار سراغ دارید حاضر است انجام دهد.
---------------------------------------
دبیر تحریریه فصلنامه شعر
عضو تحریریه چهارم ماهنامه سوره
عضو تحریریه ماهنامه امتداد
سرپرست وب نوشت سجیل
همکار نشریات الکترونیکی و مکتوبی چون آینده سازان، نگاره، اشارات، لوح، شهریاران جوان، جهان نیوز و...
برگزیده دو دوره کنگره شعر جوان (شبهای شهریور)
برگزیده دو دوره کنگره شعر طلاب
برگزیده چهاردهمین دوره کنگره سراسری شعر دفاع مقدس
برگزیده جشنواره شعر فلسطین
برگزیده جشنواره شعر انقلاب
برگزیده جشنواره سلام بر نصرالله در رشته وبلاگ نویسی
برگزیده یک دوره جشنواره نشریات دانشجویی در رشته کاریکاتور
نامزد یک دوره جشنواره مطبوعات در رشته طنز مکتوب