خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
داستان کوتاه
16 دی 1387
رخساره ثابتی
3 آذر 1387
بهراد شقاقی
9 آبان 1387
رخساره ثابتی
20 مهر 1387
صحرا علومی
داستان کوتاه کوتاه
5 دی 1387
سهیلا راجی كاشانی
30 آذر 1387
14 آذر 1387
27 مهر 1387
سیامک احمدی
داستان دنباله دار
9 دی 1387
18 آذر 1387
6 آذر 1387
22 شهریور 1387
آنتوان چخوف
11 شهریور 1387
آنتوان چخوف
تحلیل
15 خرداد 1387
18 اردیبهشت 1387

30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
نقد و بررسی
19 شهریور 1387
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
11 دی 1387
مهدی نورمحمدزاده
5 آذر 1387
18 آبان 1387
6 آبان 1387
31 شهریور 1387
کارگاه
8 دی 1387
مریم بیطرف
21 آذر 1387
هانیه عالی نژاد
14 آبان 1387
ندا پیروی
گزارش
5 شهریور 1387
1 شهریور 1387
8 مرداد 1387
30 فروردین 1387

همانگونه که اشاره شد جنبش مینی مالیسم در بیشتر گونه های هنری تاثیر خود را گذاشت، از موسیقی تا سینما. از آن جمله در ادبیات نمایشی و نمایشنامه نویسی.
یک نمونه از کوتاهترین نمایشنامه های مینی مالیسمی اثر «ساموئل  بکت»(27) به نام «نفس» مربوط به سال 1969 میلادی؛[1-ص42]


 
«پرده بالا می رود، صحنه کم نور و خالی است، مقداری زباله در اطراف پراکنده شده است و صدای فریاد انسانی که قبلا ضبط شده به گوش می رسد. سپس صدای دم و باز دم نفس یک نفر که هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود و همراه با آن نورهای صحنه به طور متناوب روشن و خاموش می شوند و از  نو صدای فریاد به گوش می رسد. این صحنه سی و پنج ثانیه به طول می انجامد و در پایان پرده فرو می افتد.»


 
از میان نویسندگان موفق در جنبش مینی مالیسم می توان به «ولفگانگ بورشرت»(28) اشاره داشت.داستان «شمعدانی های غمگین» (29) از اوست؛[2-ص41]
 
زمان آشنایی آن دو، هوا تاریک بود. زن او را به آپارتمان دعوت کرد. مرد پذیرفت. زن، آپارتمان، رومیزی‏ها، ملافه‏ها، حتی بشقاب‏ها و چنگال‏ها را به او نشان داد. اما همین که در روشنایی روبه‏روی هم نشستند، چشم مرد به بینی زن افتاد.
با خود اندیشید: انگار بینی را چسبانده‏اند. اصلاً شبیه بقیه نیست بیشتر شبیه نوعی میوه است. عجب! سوراخ‏های بینی‏اش اصلاً با هم تناسب ندارند. یکی خیلی تنگ و بیضی  شکل است، یکی مثل حفره چاهی دهان باز کرده است. تیره و گرد و بی‏انتها.
با دستمال عرق پیشانی‏اش را خشک کرد.
زن گفت: «خیلی گرم است، اینطور نیست؟»
مرد نظری به بینی او انداخت و گفت: «آه، بله.»
و دوباره به فکر فرو رفت: باید آن را چسبانده باشند. وصله ناجوری است. رنگش هم با این  پوست فرق می‏کند. تیره‏تر است. راستی، سوراخ‏های بینی هم ناهماهنگند؟ یا شاید مدل جدید است؟ یاد کارهای پیکاسو افتاده بود.مرد گفت: «شما کارهای پیکاسو را می‏پسندید؟»
زن گفت: «گفتید کی؟ پی ... کا...»
مرد بی‏مقدمه گفت: «تصادف کرده‏اید؟»
زن گفت: «چطور مگر؟»
مرد گفت: «خب...»
زن گفت: «آهان، به خاطر بینی‏ام می‏پرسید؟»
مرد گفت: «بله...»
زن گفت: «از اول همین جور بود. همین جور.»
مرد می‏خواست بگوید: «عجب!» اما گفت: «پس اینطور!»
زن گفت: «من به تناسب خیلی اهمیت می‏دهم آن دو شمعدانی کنار پنجره را ببینید! یکی  سمت چپ و دیگر سمت راست است. متناسب نیستند؟ باور کنید باطن من خیلی با ظاهرم  فرق می‏کند، خیلی.» و دستش را روی زانوی مرد گذاشت.
مرد در عمق چشمان زن آتشی را روشن دید. زن آرام و اندکی شرم‏زده گفت: «و مخالفتی هم با ازدواج و زندگی مشترک ندارم.»
از دهان مرد پرید: «به خاطر تناسب؟»
زن اشتباه او را با مهربانی تصحیح کرد: «هماهنگی... به خاطر هماهنگی.»
مرد گفت: «بله، به خاطر هماهنگی.» و بلند شد.
زن گفت: «دارید می‏روید؟»
مرد گفت: «بله، می‏روم.»
زن او را تا دم در بدرقه کرد. گفت: «باطن آدم‏ها مهم است نه ظاهرشان.»
مرد فکر کرد: تو هم با این دماغت! و گفت: «یعنی در باطن مثل قرار گرفتن شمعدانی‏ها متناسبید؟» و از پله‏ها پایین رفت.
زن کنار پنجره با نگاه او را دنبال کرد. دید که مرد آن پایین ایستاد و با دستمال عرق‏های پیشانی‏اش را پاک کرد. یک بار، دو بار و باری دیگر. اما نیشخند فارغ‏البال او را ندید، ندید چون اشک چشم‏هایش را پوشانده بود. شمعدانی‏ها بوی غم می‏دادند.

 

----------

27- Samuell Beckett -1906-1989
28- Wolfgang Borchet- 1921-1947
29- بورشرت، ولفگانگ؛ شمعدانی های غمگین؛ سعید فیروزآبادی؛ فصلنامه ادبیات داستانی؛ شماره اول.[ به نقل از منبع شماره 2]

 

منابع و مراجع:

- بارت، جان؛ چند کلمه در باره ی مینی مالیسم؛ مریم نبوی نژاد؛ فصلنامه زنده رود؛ اصفهان، شماره ی 14. 15 و 16. پاییز 1375.
2- جزینی، جواد؛ ریخت شناسی داستان های مینی مالیسمی؛ ماهنامه کارنامه؛ تهران، دوره اول، شماره ششم، تیر و مرداد 1378.
3- جکسن، شرلی و دیگران؛ لاتاری، چخوف و داستان های دیگر؛ جعفر مدرس صادقی؛ نشر مرکز؛ تهران، 1371.
4- رید، یان؛ داستان کوتاه؛ فرزانه طاهری؛ نشر مرکز؛ تهران، 1376.
5- کارور، ریموند؛ کلیسای جامع و چند داستان دیگر؛ فرزانه طاهری؛ انتشارات نیلوفر؛ تهران، چاپ دوم، 1379.
6- استون، ویلفر و دیگران؛ همه چیز و هیچ چیز؛ حسن افشار؛ نشر مرکز، تهران، 1376.
7- موام، سامرست؛ در باره ی رمان و داستان کوتاه؛ کاوه دهگان؛ انتشارات شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران، چاپ پنجم، 1370.
8- ناجی، هانیه؛ مینی مالیسم؛ ماهنامه گلستانه؛ تهران، سال سوم، شماره 30، مرداد1380.
9- یونسی، ابراهیم؛ هنر داستان نویسی؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران، چاپ سوم،2535.
10 - Beattie, Ann; What was mine: stories, Rondom House; New York, 1991

 

مینی مالیسم و ادبیات داستانی (قسمت سوم)

نظرات

باتوجه به کمبود مطلب دراین زمینه، تلاش خوبی است ولی به نظر می رسد می شود آن را تکمیل نمود. اززحمات نویسنده محترم سپاسگزاریم باآرزوی توفیق

23 اردیبهشت 1387 ساعت 15:31 | س. کاشانی |  بدون email | بدون آدرس وب

یکی بود یا نبود. پدر بود،مادر که آمد او نبود،گفتم بود،گفت او پیش خدا بود.

31 فروردین 1387 ساعت 21:52 | زینب قدمی |  zghadami@yahoo.com | بدون آدرس وب

این مقاله شخصا برای من خیلی مفید بود. خیلی چیزها را برای نوشتن مینی مال یاد گرفتم که حتما از آنها استفاده می کنم. ممنون

31 فروردین 1387 ساعت 10:52 | زهرا خلیلی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: