هفتهای که گذشت، جشنوارهی رادیو را در سطح تیم ملی و بینالملل در خود داشت و همه فهمیدند که برنجها در انبارها بود و نیز معلوم نشد که دانشگاه آزاد بالاخره خوب است یا بد است و ما به توصیهی ایشان اگر عمل کنیم و فوقلیسانس را آزاد نخوانیم چه بخوانیم؟ آیا همایشهای پیادهروی عمومی از این پس یاد و خاطرهی خیلی چیزها را گرامی خواهند داشت؟ آیا در این همایشها چه چیزی را میتوان فاکتور کرد؟ آیا لال بشویم؟
یکم: کار، کار رادیو جوان است
نهمین جشنوارهی رادیو با معرفی و محکومیت شبکهی ضالهی بیبیسی در اصفهان بهشدت برگزار شد. در این جشنواره که همهچیز بینالمللی بود، فردی که مدعی بود از مسؤولان بیبیسی است، سعی در معرفی این شبکه داشت که پس از سی دقیقه سخنرانی و ترجمه فورا تکذیب شد. همچنین گویا در این جشنواره رادیوییها فهمانده شدند که تنها موسیقی فاخر، همان موسیقی آرامشبخش است. یک تهیهکنندهی رادیو هم که ابعاد این گونهی موسیقی را نمیدانست، به خانه رفت تا توجیه شود.
دوم: رپرتاژ آگهی
«سخنگوی دولت گفت: یکی از ویژگیهای برجستهی دولت نهم استقبال از امر گسترش آزاد اطلاعات و مخالفت بنیادی با امر سانسور در کشور است. به گزارش خبرنگار مهر، غلامحسین الهام در دومین همایش ملی روابط عمومی دستگاههای اجرایی که با عنوان خدمات دولت مردمی و چالشهای اطلاعرسانی از سوی شورای اطلاعرسانی دولت برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به ویژگیهای دولت نهم در عرصهی اطلاعرسانی گفت: حفاظت از اصل آزادی رسانهای، پرهیز از سیطره و انحصار رسانهها در خدمت دولت، اجتناب از امر مرید پروری و متملق پروری، حمایت جدی از اصل آزادی بیان و انتقاد در برابر دولت از ویژگیهای برجستهی دولت نهم در امر اطلاعرسانی است».
سوم: رفع توقیف لزوما منجر به ازدواج نمیشود!
متاسفانه گویا شعبهی ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران پس از رسیدگی به پرونده خبرگزاری کار ایران (ایلنا) رای به رفع فیلترینگ این خبرگزاری داده است و عدهای از روزنامهنگارنماها را خوشحال کرده است. با توجه به بیهودگی مقولهی خبرگزاریها و تعدد آنها و این که در این مدت توقیف ایلنا آب از آب تکان نخورد، امیدواریم در مرحلهی تجدیدنظر این رای جمعآوری شود و عدهای برای چند ماه ناقابل فعالیت مجدد در ایلنا خود را بدبخت نکنند. مرحوم آرتور میلر میگفت: خبرنگاری از روزنامهنگاری هم بدتر است.
چهارم: بالاخره چهکسی جلال را کشت؟
داوران جایزهی ادبی آل احمد مشخص شدهاند، اما معرفی نشدهاند. یک منبع آگاه که برای صد و اندی سکهی این جایزهی ادبی روزشماری میکند، افزود: «مرحوم آل احمد هنوز در انتظار تایید صلاحیت نهایی است و امیدواریم موردی در زندگی ایشان یافت نشود. البته توضیحات ایشان دربارهی کتاب «سنگی بر گوری» قانعکننده نبود». وی هیچ نظر دیگری نداشت.
پنجم: معنویت بلامانع
گویا گروهی از هنرمندان تئاتر در نامهای با عنوان «اردیبهشت تئاتر» خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از وضعیت فعلی تئاتر ایران گله خود را ابراز داشتهاند و ادعا کردهاند که تا چندین ماه یا سال، منتظر دریافت مبلغ قرارداد خود در ازای ماهها تلاش ماندهاند. ستون لوح که به نمایش فاخر علاقهی قلبی دارد، از این هنرمندان گلهمند است و امید دارد که آنان با تلاش مضاعف خود و خوردن خاک صحنه، به جنبهی مادی کار فکر نکنند؛ چون اگر هم فکر بکنند، سودی برایشان ندارد. سفارش برای مجالس پذیرفته میشود.
ششم: کن نعمتیست هدیه فرستاده از...؟
در جشنوارهی بینالمللی فیلم کن 2008، عدهی کثیری از مدیران و هنرمندان حوزههای گوناگون ادبی و ورزشی و هنری از کشورمان حاضر شدند و چشم آنهایی را که فیلم قابل توجهی از ایران را راه ندادند، درآوردند. در این جشنواره همچنین فیلمهای بسیاری از مشورمان برای فروش عرضه شدند که از سرنوشت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست.
هفتم: پاسخ به نامهها
جناب آقای مایکل آندرلاین مور آندرلاین بوش خر است اتساین یاهو دات کام؛ با سلام و احترام؛ نامهی شما را که به اشتباه برای ما فرستاده بودید، با جان و دل خواندیم و گریه کردیم. از این که در جشنوارهی بزرگ سینما حقیقت امسال شرکت میکنید، خوشحالیم. لطفا پنج نسخه از فیلم خود را روی سیدی مرغوب به دبیرخانه بفرستید تا خارج از نوبت ممیزی و بررسی شود. ضمنا برنامهی پیادهروی عمومی هنرمندان و پلمپ ملی هفت سینمای بیمصرف بزرگ همراه با شما اجرا خواهد شد. چنانچه بتوانید برای سه کاندیدای مطرح جمهموریخواه و دموکرات فعلی هم چند مستند ناجور بسازید، دبیرخانه شما را دعا میکند. قربانت: لوح.