خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
داستان کوتاه
16 دی 1387
رخساره ثابتی
3 آذر 1387
بهراد شقاقی
9 آبان 1387
رخساره ثابتی
20 مهر 1387
صحرا علومی
داستان کوتاه کوتاه
5 دی 1387
سهیلا راجی كاشانی
30 آذر 1387
14 آذر 1387
27 مهر 1387
سیامک احمدی
داستان دنباله دار
9 دی 1387
18 آذر 1387
6 آذر 1387
22 شهریور 1387
آنتوان چخوف
11 شهریور 1387
آنتوان چخوف
تحلیل
15 خرداد 1387
18 اردیبهشت 1387

30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
نقد و بررسی
19 شهریور 1387
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
11 دی 1387
مهدی نورمحمدزاده
5 آذر 1387
18 آبان 1387
6 آبان 1387
31 شهریور 1387
کارگاه
8 دی 1387
مریم بیطرف
21 آذر 1387
هانیه عالی نژاد
14 آبان 1387
ندا پیروی
گزارش
5 شهریور 1387
1 شهریور 1387
8 مرداد 1387
1 شهریور 1387

سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان آخرین اثر وی نیست که بنا به یک عادت همیشگی سراغ نقد و بررسی آن رفته باشیم! این کتاب در سال 1375 نوشته شده و از آن سال تا کنون شش بار تجدید چاپ شده است.
در نگاه اول شاید همین موضوع باعث شده بود که نشست نقد و بررسی این اثر پس از 10 سال بار دیگر در یکی از محافل ادبی برگزار شود. اما بیش تر که فکر می کنیم و به آمار و ارقام رجوع می کنیم، در می یابیم که این کتاب در حقیقت شناسنامه صاحب خودش نیز است، به طوری که نام احمد دهقان به ناگاه با این کتاب عجین شده است و ما خواه ناخواه با بردن نام یکی از آن دو،دیگری را به خاطر می آوریم.
جایزه بیست سال داستان نویسی، جایزه کتاب سال دفاع مقدس و ترجمه کتاب به زبان آمریکایی فکر می کنم همه و همه دست در دست هم داده اند تا احمد دهقان شاید بر زبان نه، اما در دلش حتما خواهد گذراند که این کتاب فرزند ارشد و خوب او بوده که توانسته او را سربلند کند!

به هر تقدیر گرچه قرار بود چهارشنبه ساعت 5 بعد از ظهر این نشست در فرهنگسرای بانو برگزار شود اما در واقع با نیم ساعت تاخیر این مهم اتفاق افتاد و ابراهیم زاهدی مطلق اولین شخصی بود که باید نقش یک کارشناس را در این مراسم بازی کند:
من صحبت هایم را در این جلسه به 3 بخش اصلی تقسیم می کنم: احمد دهقان، نوشته های دفاع مقدس و در آخر خود این اثر.
ابتدا در مورد خود شخص آقای دهقان می توانم بگویم که ایشان پانزده ساله بودند که وارد جنگ شدند و تا آخر جنگ نیز در جبهه باقی ماندند. ایشان از آن دست نویسنده هایی هستند که جنگ ایشان را نویسنده کرده و جالب تر اینجاست که روزی ما خواستیم از تجربه دهقان در روزنامه استفاده کنیم که ایشان در پاسخ ما گفتند: من نمی خواهم پاورقی نویس روزنامه ها باشم و می خواهم خودم یک نویسنده باشم!
سپس زاهدی روند نویسنده شدن دهقان را اینگونه توصیف کرد: در حدود یک سال ایشان چیزی حدود 300 رمان بزرگ را خواندند و این را فقط کسانی که با مطالعه سر و کار دارند می دانند که چه کار بسیار سخت و طاقت فرسایی می باشد.
وی سپس در مورد «سفر به گرای 270 درجه» اضافه کرد: من این شانس را داشتم که  یک بار قبل از چاپ، نسخه دست نویس و یک بار هم بعد از چاپ، خود رمان را مطالعه کنم و پس از این مطالعه ها خیلی زیاد یاد این جمله «اسپیلبرگ» افتادم که پس از ساخت «نجات سرباز رایان» گفته بود: من این فیلم را ساختم که اگر یک روز کهنه سربازی این فیلم را دید با خودش بگوید که این فیلم شبیه جنگ بود یا جنگ چیزی شبیه این فیلم بود. من هم با استفاده از این جمله از اسپیلبرگ می توانم در رابطه با این کتاب چنین اظهار نظری نیز بکنم!
زاهدی ادامه داد: به نظرم آقای دهقان خیلی خوب موفق شده روایت یک نسلی را بگوید که آن سال ها برای ما جنگیدند. کتاب 8 فصل دارد و نکته ای که بد نیست به آن اشاره کنم این است که بزرگترین، مهم ترین و قوی ترین نکته ای است که در این کار مشاهده می شود تصویر گرایی های این کار است. به شدت طبیعت در تصویر گرایی های این اثر دخالت دارد.

 

 

 

این نویسنده با خواندن تکه هایی از رمان برای حضار بعضی از این تصویر گرایی ها را نشان داد و سپس ابراز داشت: من به شخصه آقای دهقان را نویسنده شش دانگ جنگ می دانم، اما وقتی با این اثر روبرو شدم علی رغم اینکه تحت تاثیر نثر ساده و صمیمی ایشان قرار گرفتم اما به نظرم ذهن آقای دهقان مملو بوده است از خاطرات جنگ که بر روی هم تلنبار شده و این کتاب به شدت خاطرات آقای دهقان را با خودش حمل می کند و بسیار ریز و وجب به وجب حس های ایشان را در آن سال ها بیان می کند.
زاهدی در ادامه ابراز داشت: من با صحبت هایی که با خود آقای دهقان داشتم پی بردم «ناصر» یکی از شخصیت های این کتاب از دوستان زمان رزمشان بوده است که البته شهید نیز شده است. این شخصیت تماما در زندگی ایشان نفوذ کرده به نحوی که حتی اسم پسر ایشان نیز ناصر است!

زاهدی در پایان صحبت هایش ابراز داشت: هر چند کسی که با جنگ در ارتباط بوده و به نوعی با آن مراوده داشته باشد به خوبی حس می کند ادبیات حاکم بر این اثر، همان ادبیات حاکم بر جبهه بوده ولی این را نیز باید گفت که نویسنده اثر با اطلاعاتی زیاد و پردازش نشده این کتاب را نوشته و به عقیده من شاید یک بیستم از این اطلاعات برای نوشتن این رمان کافی بود!

این منتقد ادبی اضافه کرد: به عنوان مثال با اینکه قرار است علی شخصیت اول این داستان باشد اما مخاطب گاهی شخصیت علی را در داستان گم می کند. عموما ما در این اثر دنبال این نمی گردیم که برای علی چه اتفاقاتی می افتد، چرا که رخدادهای جبهه چنان بر فضای کار سنگینی کرده که ما بعد از فصل سه، تماما به فکر جبهه هستیم تا به دنبال علی یا سرنوشتش و به این ترتیب رمان اتفاق محور می شود و نه شخصیت محور! علتش هم این است که دهقان بیشتر با جبهه مانوس بوده تا شخصیت ها!

رضای امیر خانی نیز که قرار بود یکی دیگر از کارشناسان این نشست باشد، سر ساعت 10/6 دقیقه به ساعت ما، با کوله ی همیشگی بر دوش به فرهنگسرای بانو رسید و پس از اینکه به خاطر ترافیک شدید در ابر شهر تهران و دیر رسیدنش عذر خواهی کرد، ابراز داشت: به شخصی که با من تماس گرفته بود تا در این مراسم حاضر شوم همان موقع عرض کردم افتخار می کنم که در این جلسه تنها به عنوان یک مستمع حضور داشته باشم، آن هم به جهت احترام و سابقه ای که برای شخص آقای دهقان و این کار قائل هستم. همین که ما بعد از ده سال دور هم جمع می شویم و راجع به این کار صحبت می کنیم، مانایی ادبیات و این کتاب را نشان می دهد.
وی در ادامه گفت: من توضیحات مفصل تر راجع به خود این اثر را به جناب آقای ابراهیمی محول می کنم و در این جا فقط سعی می کنم بیش تر راجع به افرادی صحبت کنم که تفنگ ها را بر زمین گذاشتند و به جای آن قلم بر دست گرفتند!
امیرخانی ادامه داد: ما در ادبیات دو نمونه کهن الگوی ژرف ساختی داشته ایم که این دو همواره در طول تاریخ با یکدیگر رقابت داشتند و هر بار یکی بر دیگری برتری پیدا می کرد و هیچ وقت نیز با هم برابری نمی کردند. یکی از این کهن الگو ها پهلوان خردمند شاهنامه است. پهلوان یکی از شخصیت های اول کهن الگوی فارسی است. کسانی که باید زمانی بایستند و از فرهنگ سرزمینشان دفاع کنند. اما در دوره ای که به یک معنا فضا،فضای بسته تری ایجاد می شود شخصیت دیگری ظهور پیدا می کند که همان «رند حافظ» است. به نظرم تاریخ ادبیات همیشه بین این پهلوان و رند در جابجایی و کشمکش بوده است.

 

 


نویسنده رمان «بیوتن» که به قول خودش شاید این حرف ها در ظاهر ربطی به موضوع بحث نداشته باشد، در ادامه اضافه کرد: به نظرم می رسد که طلیعه دار ادبیات دفاع مقدس شاید «سفر به گرای 270 درجه» بوده است. ما پیش از این رمان در ادبیات دفاع مقدس در دوران پهلوانی بودیم و به دوران رندی نرسیده بودیم. ما کم کم داریم در ادبیات دفاع مقدس به جایی می رسیم که این رند به این پهلوان شاهنامه نزدیک می شود و گویی که به شخصیت جدید انضمامی تری می رسیم. فکر می کنم از این منظر این کتاب حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد و یکی از رمان های کامل دفاع مقدس است؛ چرا که برای اولین بار شخصیت رند و شخصیت پهلوان در کنار هم ساخته و به میان آورده شده است. از میان همین تعداد آثار محدود ما در ادبیات دفاع مقدس قبل از این رمان، گرفتار دوران پهلوانی بودیم و به دوران رندی توجهی نکرده بودیم.

احمد دهقان که سرتاسر این مراسم صرفا یک شنونده بود حالا وقتش رسیده بود تا کمی هم خودش پیرامون رمانش صحبت کند: به نظرم ما در زندگی شخصی خودمان سوژه های زیادی را داریم که می توانیم برای نوشتن انتخاب کنیم، ولی باید قبول کنیم این سوژه ها در انتهای خودشان نیستند و ناقصند،به عنوان مثال می توانیم به دو مفهوم «عشق و نفرت» اشاره کنیم که مبنای بسیاری از داستان های نوشته شده در جهان می شود.

دهقان ادامه داد: اما همه این سوژه ها را می توانیم در یک مکان به صورت تکامل یافته تری پیدا کنیم و به نظرم جنگ شبیه سوژه ای بوده که به صورت گسترده در اختیار نویسندگان قرار می گرفت. خیلی ها به دنبال این سوژه می روند تا زندگی و داستان خودشان را بنویسند و در این راه موفق می شوند و البته شاید هم شکست بخورند.

ابراهیم زاهدی با تصدیق صحبت دهقان، با پوزش از حضار خواست تا کمی پیرامون این مطلب وی توضیحات بیش تری بدهد: من با اجازه از آقای دهقان می خواهم بگویم که در زندگی عادی دیگر چیزی به عنوان عشق، نفرت و کینه نمی بینیم مگر اینکه پای مرگ و زندگی وسط بیاید!

زاهدی گویا پیرامون یکی از سه بخشی که قرار بود صحبت کند نکته ای را از قلم انداخته بود: من یادم نمی آید که آقای دهقان در سرتاسر این کتاب از کلمه «عراقی ها» استفاده کند، البته جایی از کلمه «دشمن» استفاده کرده اما هیچ گاه عبارت عراقی ها را بر زبان نیاورده است. برای فهم بیشتر این موضوع باید به فیلم محمد(ص) اشاره کوتاهی بکنم. همانطور که می دانید در سرتاسر این فیلم، کارگردان تصویری از چهره حضرت رسول(ص) به بیننده نشان نداده، اما کل فیلم حول این شخصیت می گردد و باید بگوییم که این مهارت و قدرت کارگردان را نشان می داده است.

نویسنده رمان «سفر به گرای 270 درجه» در ادامه صحبت های زاهدی افزود: جنگ فقط لحظه های نبرد را دیدن نیست و فکر می کنم فراتر از آن است، بلکه به یک موضوع بزرگ انسانی رسیدن است. این موضوع بزرگ را درک کردن، نوشتن و آن را به بهترین نحو در دید خواننده قرار دادن است. به نظرم اینجاست که ادبیات جنگ می تواند حرف های بزرگ تری بزند و فراتر از زد و خورد و یک در گیری ابلهانه نشان داده شود و حرف هایی را بزند که همه انسان ها به آن فکر خواهند کرد و از خواندن آن لذت خواهند برد.
وی سپس گفت:احتمالا شما رمان «در غرب خبری نیست»را خوانده اید.رمانی که زمان داستان آن اوج جنگ است و شاید دیده باشید صحنه ای که آن چند دوست، یک مرغابی را می دز دند و کبابش می کنند و در کلبه ای مشغول خوردن می شوند. آن هم در شرایطی که جنگ در بدترین شرایط است و بیرون از کلبه همه در حال مردن هستند، ولی آن ها جنگ را به سخره می گیرند و رفاقت بینشان را ثابت می کنند! می بینیم که هر کسی بهترین تکه از گوشت مرغابی ها را به دوست خود می دهد و مخاطب خود به خود به چیزهای جدید و نویی از جنگ دست پیدا می کند.
این نویسنده در بخش دیگری از صحبت هایش پیرامون خود اثر، اشاره کرد: کل زمانی که صرف این کار کردم چیزی در حدود یک سال و نیم بود و در طول این زمان مجبور شدم تحقیقات و گفت و گوهای بسیاری را با بعضی از دوستان خودم در جنگ انجام دهم. به عنوان مثال من در جایی از کتاب می خواستم از قول بعضی از سربازان شعری را بنویسم که در آن دوران به صورت سرود با یکدیگر می خواندند. اما فقط یک مصرع از آن را _از آسمون داره میاد یه دسته حوری!_ را به خاطر آوردم و هر چقدر هم تلاش کردم مصرع بعدی را به خاطر نیاوردم. باید خلاصه عرض کنم که برای همین یک شعر مجبور شدم با خیلی ها تماس بگیرم و در آخر به دیدن دوستی رفتم که فرسخ ها با من فاصله پیدا کرده بود، ولی من این فاصله را به جان خریدم و این راه را طی کردم تا ادامه این شعر را بتوانم بنویسم! چرا که دوست نداشتم کار کلیشه ای بشود و شخصیت های داستان همه آدم باشند،چیزی که این روزها در داستان هایمان نمی بینیم و شخصیت ها، آدم نیستند!

دهقان در پایان صحبت هایش گفت: همانطور که عرض کردم جنگ می تواند سوژه های بزرگ تری را در اختیار ما برای نوشتن قرار بدهد و من هم به عنوان یک ایرانی از همین منظر به قضیه نگاه کردم و نه زد و خورد و یک درگیری ابلهانه! بلکه نگاهی به موضوعات بزرگ انسانی داشتم و در یک جمله می توانم بگویم «سفر به گرای 270 درجه» تلاشی است برای رسیدن به این هدف!

شایان ذکر است پایان این جلسه با تعدادی پرسش از سوی علاقه مندان به ادبیات پیرامون این اثر همراه شد و هر سه مهمان این نشست به نوعی پاسخگوی این سوالات شدند.     

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: