بی کله، فکری ندارد.
ابر ِ مسافر، بو نمی گیرد.
خطِ فقر، خطِ پایان است.
«ختم»، اولین جشن ِ مرگ است.
ناشنوا، جوابِ هم آوایی را نمی دهد.
«قافیه» را باختم، شعرم «سپید» شد.
با ضربه ی قاشق، «مینا»ی دندانم «پرید».
خشک سالی، سایه روبِ درختان می شود.
«لیلی»، عاشق ِ سفر به جزیره ی «مجنون» است.
عمر ِ «نو کیسه»، به پرکردن ِ کیسه اش می گذرد.
دیکتاتور، بهترین نمره را از درس «جبر» می گیرد.
آسمان، نرم ترین روانداز ِ کارتن خواب است.
زخمی، با نوار ِ زخم بندی نو نوار می شود.
بی نوایان ساز هم نوایی کوک کرده اند.
جاذبهات، مرا دچار بی وزنی کرده.