سیدرسول پیره آنطور که ما پرس و جو کردیم، متولد 1368 اصفهان است و:
نفر دوم جشنواره خوارزمی در بخش ادبیات
برگزیده نهایی دو دوره گذشته جشنواره شب های شعر شهریور
مقاوم اول جشنواره متفکرین و نویسندگان سال 84
عضو بنیاد نخبگان ایران
مشغول تحصیل در رشته ی کارشناسی ارشد پیوسته رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق
و کارشناسی رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
و ...
با هم شعری می خوانیم از این شاعر جوان و خوش آتیه:
تفاوت میان دو بوسه است
بر لب زخمی سرباز
در میدان جنگ
یا بر پیاله ای درسواحل دور...
شکست خورده ایم
چونان که
باد از هرسو بوزد مخالف است با ما
تاریکی را گذاشته ام برای آفتابگردان ها
و خنجر را
برای اقوام کهن
و خیانت را که انواعی دارد:
گاهی سخت است چون خنجری که پهلو را شکافته از پشت
گاهی طعم باروت می دهد
گاهی میرزای کرمانی ...
روی تمام پل های جهان می شکنم و تنها
به سربازان فکر می کنم..
سربازان
هیچ گاه روزنامه نمی خوانند
تفنگ ها
حمام آفتاب نمی گیرند
و همین که دستمان به ماشه برسد
باز نمی گردد
گلوله ای که نشانی رفته است پیشانی را...
دارم تنم را
تکه
تکه فراموش می کنم
پنج انگشتم را روی پیانو جا گذاشته ام
یا درپنج قاره...
تا خشکی ها به آبها برسند
و کریستف کلمب به خانه اش...
چشمهایم را لای کتاب فلسفه
و کودکی ام را پشت خانه ای که نیست
و ما می گوییم ماهر بوده است
آنکه تابوتت را ساخته
تا انگشتانت عصایی جوان را به یاد بیاورند
به جای ماشه...
برف می بارد
برف
برف
در ادامه برف می بارد
سربازان مرده را
نامه ها را
کودکان
و کتاب ها را می پوشاند
پیش از آنکه به خانه بازگردیم،می گویم:
ما مردمان غنیمت ها بودیم...