خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
کلام آغازین
24 اسفند 1388
26 آبان 1388
31 شهریور 1388
3 خرداد 1388
26 فروردین 1388
10 اسفند 1387

11 بهمن 1387
25 دی 1387
خسرو آقایاری
8 دی 1387
مرجان فولاد وند
26 آذر 1387
5 آبان 1387
6 مهر 1387
9 شهریور 1387
24 تیر 1387
11 بهمن 1387


نمی دانم چند ساله بودم كه مجموعه ابن سینا برای اولین بار از تلوزیون پخش شد. بی شك سن و سال كمی داشتم. آنقدر كه از بخش های تاریخی سریال كه مربوط به پادشاهان و حكمرانان می شد چیزی نمی فهمیدم. (بماند كه همیشه با تاریخ مشكل داشته ام) اما تصویری كه از ابن سینا در ذهنم نقش بست، هیچ گاه محو نشد.

مدتی پیش، شبكه چهار سیما اقدام به پخش چند باره این سریال نمود كه به دلیل پخش از این شبكه خاص و دلایل دیگر، نتوانستم به صورت منظم آن را ببینم. اما قسمت آخر را به طور اتفاقی، كامل دیدم. البته در حین دیدن، نمی دانستم قسمت آخر است. چرا كه گوشه صفحه، نوشته شده بود: «قسمت نهم» و من فكر می كردم احتمالا چند قسمت دیگر تا پایان باقی است. اما با كمال تعجب، ابن سینا به رحمت خدا رفت و دیگر به هیچ وجه امكان نداشت این سریال ادامه داشته باشد. باورم نمی شد مجموعه ای تا این حد تاثیر گذار كه قطعا در ذهن خیلی های دیگر هم نقش بسته است، فقط نُه قسمت بوده باشد.

این روزها مجموعه «یوسف پیامبر» از شبكه یك پخش می شود. پیامبری كه زندگی اش فراز و نشیب های زیادی داشته و جذابیت های فوق العاده ای برای تبدیل شدن به یك مجموعه تلوزیونی. اما حیف كه فرج الله سلحشور، شیرینی تماشای این سریال را با تلخی وقت كُشی های بسیار درهم آمیخته و بیننده را مجبور می كند دقایق بسیاری از وقتش را با دیدن صحنه های تكراری و آزاردهنده تلف كند تا بتواند بخش های جذاب زندگی این پیامبر پاكدامن را ببیند.

پیش تر ها شنیده بودم آقای سلحشور در حین ساخت مجموعه «اصحاب كهف»، از بازیگران می خواسته كه با وضو سر صحنه حاضر شوند. نمی دانم در مورد مجموعه «یوسف پیامبر» هم همین كار را كرده یا نه. اما همین قضیه نشان می دهد كه ایشان فردی متعهد است و از ساخت چنین كارهایی، امید تاثیر دارد.

اگر اشتباه نكنم، اكنون این مجموعه از مرز سی قسمت گذشته و الان چند قسمت است كه هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. مردم مدام گاو های خود را هل می دهند تا زمین را آماده كاشت كنند. یوسف مدام از زمین های كشاورزی بازدید می كند. توصیه هایش را برای چندمین بار به آنها تكرار می كند و آنها برای چندمین بار از او می پرسند كه نامت چیست و او برای چندمین بار جواب می دهد: «یوزارسیف!» و آنها برای چندمین بار تعجب می كنند.

از طرفی كاهنان مدام دور هم جمع می شوند و همان حرف های تكراری گذشته را برای یكدیگر بازگو می كنند.

یا به طور مثال وقتی اتفاقی می افتد، همه آن را برای هم تعریف می كنند. كاری ماما برای زلیخا. زلیخا برای پوتیفار و پوتیفار برای جناب آمون هوتب. صبر كنید. هنوز تمام نشده است. تازه همان ماجرای تكراری را باید از زبان اهالی قصر آمون هوتب بشنویم و امان از وقتی كه این ماجرا به گوش كاهنان برسد! از تمام این تعریف كردن های تكراری باید فیلمبرداری شود و وقت و انرژی و هزینه بسیاری اسراف شود و مخاطبی كه با اشتیاق پای تلوزیون نشسته - و به كتاب ها و كتابخانه های گوناگون دسترسی ندارد تا بتواند خودش از دل احادیث، سرگذشت كامل این پیامبر را بخواند- دل زده و سرخورده، هر چند دقیقه یك بار به ساعت نگاه كند و با خود فكركند كه سی دقیقه از شروع این سریال گذشته و هنوز هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است.

به هر حال ما خودمان هم سفارشی نوشته ایم. می دانیم كه ممكن است چه مشكلاتی داشته باشد. گاهی فرد مجبور است مثلا سی قسمت سریال بسازد تا در ماه رمضان، هر شب یك قسمت پخش شود. خدا به داد بینندگان آن سریال ها برسد كه چه وقتی را هدر می دهند! گاهی نویسنده قصه ای را مجبور می كنند حتما در داستانش یك حادثه عاشقانه بگنجاند. مثل یكی از دوستان ما كه چند سال پیش، پس از مدت ها تحقیق و پژوهش، فیلمنامه زندگی شیخ طوسی را نوشت. اما صدا و سیما كارش را به یك شرط تایید می كرد و آن اینكه یك حادثه جذاب عاشقانه به داستان اضافه كند!

ولی داستان حضرت یوسف به گفته خداوند در قرآن مجید، احسن القصص است و به لحاظ داستانی، اوج ها و نقطه های بحران بسیار جذابی برای مخاطب دارد. پس چقدر بهتر می شد اگر آقای سلحشور بدون هدر دادن نیرو و انرژی هنرمندان بسیار و همچنین ارزش گذاشتن به وقت مخاطب، مجموعه ای در خور و متین می ساختند، بدون تكیه بر طولانی كردن بی دلیل قسمت های زیادتر. كه قطعا عمیق بودن، از دراز بودن مهمتر است.

نظرات

فرصتی كه سوخت سریال داستان زندگی حضرت یوسف می توانست یك فرصت بسیار مناسب برای یه شاهكار در عرصه ساخت فیلم و سریال باشد و به قول نگارنده متن مانند سریال ابن سینا ماندگار شود اما متاسفانه فرصت سوخت. امیدوارم گارگردانان توانمند با دیدن چنین مجموعه سبك و ضعیف كه یكی از بزرگترین فرصتها و داستانها را ضایع كرد دلشان به حال فرهنگ اسلامی - ایرانیمان بسوزد و تا درباره شخصیتهای بزرگ دیگر اینچنین مجموعه هایی ساخته نشده است دست بكار شوند.

2 اردیبهشت 1388 ساعت 12:12 | مهدی |  بدون email | بدون آدرس وب

محض اطلاع دوستانی كه با دید مغرضانه به هر چیز نگاه كردن براشون عادت شده باید گفت فیلمنامه این فیلم در سال 82 به اتمام رسیده زمانی كه آقای احمدی نژاد هنوز شهردار تهران هم نبودندودر نمایشگاهی كه دوسال بعداز آن در شهرك غزالی برگذار شد عكس بسیاری از سكانسهای فیلم را به نمایش گذاشته بودند.شما با تاریخ مشكل دارید یا با رییس جمهور؟شما را چه شده كه اینطور غرض ورزی میكنید این سوال را مطرح میكنم آیا اگر رییس جمهور از شهرستانها دیدن نمی كرد وتمام مدت در پایتخت بودآن وقت میگفتید چه رییس جمهور شریفی است از یوزارسیف تقلید نمیكند؟ (در اینصورت بسیار به جابود اگر نظر دوستان شهرستانی خود را هم میدانستیم). این چه طرز تفكریست كه اگر دو نفر كار پسندیده ای انجام دهند متهم!! به تقلید از یكدیگرند كه اگر اینطور باشد كه جای خوشحالیست و اگر برای این امر تبلیغ هم شود باز هم باید خوشحال بود آخر چه شده كه بعضی به خاطر نشان دادن واقعیت یا به ظن آنها تبلیغ آن هم تبلیغ اعمال پسندیده بر آشفته میشوند. سوال دیگری مطرح میكنم اگر كشور ما چند سال پیاپی با خشكسالی مواجه میشد و رییس جمهور وقت تدبیر ذخیره سازی مواد غذایی را در پیش میگرفت و هم زمان این سریال هم در آن سال پخش میشد آیا نمیگفتید این سریال حقیقت ندارد وسفارشی است پس در اینجا به حق نیست بگوییم گوینده گان این حرف اگر از گرسنگی بمیرند خیلی شایسته تر است تا زنده بمانند و چنین گزافه گویی كنند؟ آیا اصلا لیاقت چنین تدبیری را دارند. تفكر خصمانه تا به كی؟؟ در فیلم محمد رسول الله(ص) اگر علی(ع)و واقعه غدیر نادیده گرفته شود و امام حسن وامام حسین(ع)وفاطمه زهرا(س)كه تا چه اندازه رسول خدا ایشان را دوست داشتند مهجور واقع شوند بعد از هزار بار دیدن هیچ كس اعتراض نمیكند كه چرا و چطور.... ولی برای تشابه یك عمل پسندیده فریاد همه به آسمان میرود كه چرا!!! بیایید این حرفها و اختلافات را كنار بگذاریم و همه برای ایرانی سربلند وسرافراز تلاش كنیم وهمیشه با خودمان بگوییم من برای وطنم چه كردم

6 اسفند 1387 ساعت 01:27 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعن ببخشید پس از مدتی این ستون را دوباره خواندم و نظرات ذیل را همچنین، دلم نیامد چند جمله ننویسم و بدینوسیله چندی فضیحت بار كارگردان این سریال نكنم، واقعن من نمیدانم این آقا متعهد است یا حداقل متدین است، آقای برادر شما كه توان نداری چرا بودجه ی بیت المال را هدر می دهی، وقت مردم به جهنم، اصلن وقت ما كه این حرفها را ندارد آن هم در مملكتی كه برای تزریق cng باید نصف روز را یابیشتر توی صف پمپ گاز بایستی، اقای عزیز، تو چهره ی حضرت یوسف را تخریب كردی، كجا یوسف تو صاحب جمال است، معجزه یوسف جمال اوست، مصطفی زمانی اینقدر خوشگل است، اقلن میگفتی شریفی نیا برایت انتخاب بازیگر كند، خیانت به بیت المال بیش از این، زیاده عرضی نیست، صد بار لب گشودم و بیرون نریختم/خونها كه موج می زند از سینه تا لبم، و البته گمان می كنم سیر سفرهای استانی جناب یوزارسیف و سهمیه بندی گندم تا انتخابات دهم به طول بینجامد، خاك بر سرت، پیغمبر خدا را به احمدی نژاد فروختی. اگر پاك می كنید كه قطعن می كنید لا اقل به گوش كرش برسانید.

4 اسفند 1387 ساعت 10:00 | معترض |  بدون email | بدون آدرس وب

چرا دوستانی كه انقدر توپشون پره خودشون دست به قلم نمیشن صداوسیما هم كه مرتب زیر نویس میده و خوشبختانه از ایده های قرآنی استقبال میكنه بیرون گود نشستن و گفتن لنگش كن كه هنر نیست

1 اسفند 1387 ساعت 18:46 | ژاله |  بدون email | بدون آدرس وب

چس بگم والله.من كه خجالت می كشم بعدها به بچه ام بگم این است حضرت یوسف و داستان با عظمتش كه در قرآن اومده.زلیخا هم كه ابروی هرچی زن بدكاره و غیر بدكاره است را برده.ای خدا چرا اخه وقتی كاری را بلد نیستین این همه هزینه و وقت و انر‍ی تلف می كنید .به خدا خدا ازتون نمی گذره.به نظر من كه در انتخاب بازیگر هم به این سریال ظلم شده.تورا خدا ساخت فیلمهای تاریخی از ژیامبرانمون را بزارید برای خارجی ها شما همین فیلمهای اتش بس و قلقلك و از این چیزها بسازید.مگه فیلم محمد رسول الله را نساختند و 100 بار ژخش شده و هر دفعه هم نگاه كردیم و انگار كه تازه دیدیم و همانقدر لذت بردیم .با تشكر

30 بهمن 1387 ساعت 22:52 | sahel |  www.sahel.sh50@yahoo.com | بدون آدرس وب

استفاده كردم وكاملا موافقم خدا قوت

30 بهمن 1387 ساعت 20:30 | هانی منصورنژاد |  بدون email | آدرس وب

به نظر من این سریال یك بی احترامی بزرگه به شعور مخاطب...اصلا این فرصت رو نمی ده كه بیننده حتی برای لحظه ای فكرش رو به كار بیندازه و موضوعی رو تو ذهنش تحلیل كنه تا شاید خودش به یك نتیجه ای برسه....اونقدر دیالوگهای طولانی و تكراری داره كه.... .من به شخصه وقتی این سریال رو می بینم احساس می كنم یكی داره بهم فحش میده كه : فلانی تو خنگ و بی سواد و نفهمی پس باید یه حرف رو صد بار بگم بلكه حالیت شه !!!! اگرچه من موافم كه برای اكثر مردم ما فوق العاده جذاب بوده این سریال چون اكثر مردم ما... دیگه قرار شد سریال رو نقد كنیم نه جامعه رو.

27 بهمن 1387 ساعت 13:03 | منتقد |  بدون email | بدون آدرس وب

آقای سلحشور یقینا" فرد متدین ومتعهدی هستند.اما به عنوان كارگردانی كه بخواهند داستان زندگی حضرت یوسف(ع)رابه تصویر بكشندقطعا"توانایی لازم را ندارند.این بار كه گذشت ومردم مجبور هستند داستان جذاب وزیبای حضرت یوسف را با چنین كیفیتی ببینند اما به جناب سلحشور وصیت میكنم اگر خواستند در آینده از اینگونه سریال ها بسازند از تجربیات اساتیدی همچون داود میرباقری استفاده كنند.

24 بهمن 1387 ساعت 12:15 | غ.ع |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام حیف كه الان وقت زیادی ندارم. باشه برا بعد تا مفصل بگم. ولی حیفم میاد این همه هزینه و زحمت واسه یه فیلمی شده كه همه ش پر بحثای خاله زنكیه. من همیشه گفتم تماشای این سریال برای بالاتر از چهارم ابتدایی پیشنهاد نمی شه. هیچ اطلاعاتی به شما اضافه نمی شه. فقط دچار خفگی می شید از این همه حرف بی ربط و كارای روزمره با اومن دیالوگ های ... اصلا به هیچ صورتی بدتر از این نمی شد كلمات رو كنارهم چید. با همه این حرف ها آقای سلحضور مرد مخلص و مومنی است. ولی باید بگم كه این برادر عزیز اصلا در این سریال كارشو درست انجام نداده. آی یوسف. یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی!!!!

23 بهمن 1387 ساعت 21:29 | اسماعیل غلامی حاجی آبادی |  smaiel@gmail.com | آدرس وب

متاسفم ایران و صدا و سیمایش هنرمندان كاسب و كاسبان هنرمند در آن روز به روز بیشتر می شود... سریال یوسف با توجه به بودجه ی كلان اش بسیار ضعیف و سست است، دلم برای كارهای میرباقری تنگ شده است... راستی مختارنامه كی آماده می شود؟

21 بهمن 1387 ساعت 02:03 | محسن صبور |  بدون email | بدون آدرس وب

خدا به دادآقای سلحشور برسه!من یكی كه از حقم نمیگذرم..كافیه شهامت داشته باشن و بگن این كاره نیستن..هیچكسم بازخواستشون نمیكنه كه چرا فیلم نمیسازن!حیف از این پرو‍‍ژه.....حیف....با این هزینه چه اثر ماندگاری میشد خلق كرد...

16 بهمن 1387 ساعت 11:26 | maryam |  merymadlan@yahoo.com | بدون آدرس وب

جناب آخناتون! می خوای بگم این نظرو از كجا برداشتی؟؟؟ خجالت بكش مرد!

15 بهمن 1387 ساعت 17:49 | خواننده ی نكته سنج |  بدون email | بدون آدرس وب

واقعا هنر مینی مالیستی قرآن رو به مسخره گرفتند!

15 بهمن 1387 ساعت 14:42 | هاشمی |  بدون email | بدون آدرس وب

تعجبم از این است كه در نظرات خوانندگان با چنین نقد ملایمی هم مخالفت می‌شود. یعنی در خوانندگان لوح كسانی هم پیدامی‌شوند كه سرسوزنی این سریال را قابل دفاع بدانند؟

15 بهمن 1387 ساعت 13:34 | محمود |  بدون email | آدرس وب

جالب توجه دوستان اینكه، در اون ساعت از شب به طور كاملن اتفاقی هیچ برنامه ی نسبتن جالبی در كانالهای دیگر پیدا نمی شود، ناچار خلق اللهی كه نمی خواهند بچه هاشان پای ماهواره چیزهای بد یاد بگیرند و هیچ كار مزخرف دیگری هم جز تلویزیون نگاه كردن بلد نیستند به این سریال سرتاسر عبرت روی می آورند، احتمالن جناب سلحشور از وجود چنین سینه چاكانی كه به گمانم كانالهای دیگر تلویزیون را تنها به عشق یوزارسیف كور كرده اند باخبر است، والا مریض كه نیست بیاید بودجه ی سیما را همینجوری در جوی آب خالی كند! هست؟! بعدش هم ما هرچی تو این اثر شبه سینمایی می بینم به احتمال قوی ربطی به حضرت یوسف ندارد و اشتباهن نام یوسف پیامبر را بر آن نهاده اند، حالا چیزهای دیگری هم می خواهم بگویم كه به وقتی دیگر موكول می كنم!

14 بهمن 1387 ساعت 18:40 | آخ ناتون |  بدون email | بدون آدرس وب

به هیچ وجه جانب انصاف را در گفته هاییتان در مورد سریال حضرت یوسف رعایت نكرده اید به حرمت این پیامبر طرز صحبتتان را عوض كنید شاید در بعضی صحنه ها موضوع كشدار شده باشد ولی به هیچ وجه آزار دهنده نبوده اگر غیر از این بود به این حد پر مخاطب و تماشایی نبود و در تمام طول این داستان برای عاقل تنها یك اشاره كافیست

13 بهمن 1387 ساعت 18:04 | منسه |  بدون email | بدون آدرس وب

دیشب كه این قسمت سریال را دیدم یاد مطلب شما افتادم. اون خانوم رفت غرب، اومد، دزدا اومدن ما گفتیم چه اتفاق خاصی افتاده كه داره اینطوری نشون می ده. بعدا دیدیدم هیچی. فقط یه دزدی معمولی شده. مثل دزدی های قبل. واقعا آب بستن رفته. اصلا قابل تحمل نیست.

12 بهمن 1387 ساعت 09:14 | ... |  بدون email | بدون آدرس وب

این را درگوشی بگویم و شما نشنیده بگیرید از بنده. حالا آن موضوع سفارشی نویسی كه فرمودید مثلن باید 30 قسمت بشود حتمن، تا یك ماه را كامل پر كند نویسنده را مجبور می كند به لطایف الحیلی داستان را آب ببندد و كش بیاورد تا آن اتفاق بیفتد. اما اینجا سفارش از سوی خود آقای كارگردان اتفاق افتاده و اصلن طرح را هم خود ایشان به سازمان داده و كلی پیگیری و خلاصه كار آغاز شده. یكبار هم شنیده ام كه اواسط كار قهریده و گذاشته رفته كه كار به منت كشی سیما فیلم كشیده و از این صحبتها. من تصورم اینست كه اینجا بحث آب بستن به فیلم بیشتر جنبه ی جبران كمبودهای مالی كار را دارد. باز هم قاطع نمی گویم اما تا جایی كه می دانم كارهای تاریخی به این شكل برآورد ثانیه ای دارد. معمولن هزینه ی برداشت صحنه هایی كه بسیار پر خرج است و نیروی انسانی فراوان می طلبد (كه اینها هركدام دستمزدی دارند ساعتی) از برآورد، فرا می رود و كارگردان مجبور است برای جبران مافات با بستن چنین صحنه هایی به داستان كه كم خرج است و میزانسن های ساده ای دارد و بازیگران اندك ، جبران مافات كند و خرج آن صحنه ها را دربیاورد. با این حال من می بینم سریال، علی رغم همه ی انتقادهای وارده از سوی جامعه روشنفكری با توده های عظیم جامعه ارتباط خوبی برقرار كرده تا جایی كه یكی از آشنایان بنده كه پیرمردی است لامذهب ، به طور مرموزی شیفته ی یوزارسیف شده و دیده ام كه با چه شوقی انتظار قسمت بعدی سریال را می كشد! تا جایی كه اخیرن سوالی كرد كه عمق این تاثیر را به وضوح می شد حس كرد. پرسید این امامان و ائمه كه شما می گویید هم چنین آدمهایی بوده اند؟!!!

12 بهمن 1387 ساعت 00:12 | خوانده شده |  بدون email | بدون آدرس وب

سركار خانم عرفانی از آنجاییكه پوتیفار دو سه قسمت پیش به غرب رفته و در شهر مردگان آرمیده پس زلیخا اصولن نمی توانسته از آغاز سفرهای استانی جناب یوزارسیو این ماجرا را چندین و چند بار برای پوتیفار تعریف كند! بگذریم از اینكه روابط جناب پوتیفار و زلیخا در زمان حیات آن مرحوم پس از وقوع آن حادثه ی كذایی و به تبع آن محبوس شدن یوزارسیو هم آنچنان تعریفی نداشته... علی ای نحو العام و با همه ی تفاسیر و تعابیری كه حضرتعالی فرمودید فكر نمی كنم پس از این هم اتفاق خاصی در این سریال فاخر بیفتد! در عین حال نباید علاقه ی آقای سلحشور در تنه به تنه ی هالیوود و هالیوودیان زدن را نادیده گرفت، پس با چهار موتور روشن پیش به سوی ساختن بنهورهایی از این دست...

11 بهمن 1387 ساعت 14:49 | ف.ب.ك |  بدون email | بدون آدرس وب

لطفا شیر نفت را ببندید!

11 بهمن 1387 ساعت 12:39 | لوحی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: