سید حبیب نظاری شاعری است كه همهٔ توان خود را در سالهای اخیر صرف سرودن دوبیتیهای مذهبی كرده است. یكی دو سال قبل كتاب بگو تا صبح چند آدینه مانده است: مجموعه 313 دوبیتی دربارهٔ امام زمان (عج) از او منتشر شد. آن زمان در نقدی بر این كتاب كه در سایت ادبیـهنری فیروزه منتشر شده بود اشاره كردم كه این تعداد دوبیتی در یك موضوع طبیعتاً كیفیت كار را پایین میآورد و آن را در حدّ كارهای سفارشی تنزّل میدهد؛ علاوه بر این ظرفیتهای بالفعل مضمون مورد بحث آنقدر نیست كه شاعر بتواند در 313 شعر از آن استفاده كند؛ پس شاعر ناگزیر از تكرار چندین و چند بارهٔ مؤلفهها و نشانههای آن موضوع و نزول از یك زبان شاعرانه به یك زبان معمولی است. بیان صریح این مسائل موجب شد تا آن نقد ناخواسته لحن تندی پیدا كند كه از این بابت از شاعر معذرت میخواهم؛ هرچند كه هنوز بر این باورم كه كلیات آن صادق بوده است.
□
حالا كتاب دیگری از این شاعر منتشر شده است كه باز هم مجموعهای از دوبیتیهای مذهبی است. كتابی با نام از این دست كه مجموعهٔ 133 دوبیتی دربارهٔ حضرت ابالفضل العباس (ع) است. اگرچه هنوز فكر میكنم كه اساساً تعیین سقف برای كتابهایی از این دست چندان مناسب نیست و شبههٔ تصنعی بودن كتاب را به ذهن متبادر میكند، اما مجموعاً تعداد شعرهای این كتاب در قیاس با كتاب قبلی معقولتر است.
در یك نگاه كلی میتوان گفت كه شعرهای این كتاب پختهتر و یكدستتر از كتاب قبلی است و سهم كشفهای تازهٔ شاعرانه در آن بیشتر است. علاوه بر اینكه، حجم كمتر كتاب موجب شده است كه كارهای خوب این مجموعه بیشتر به چشم بیاید و در میان انبوه كارهای معمولی گم نشود.
تو در متن جنون جا میگرفتی
به دندان مشك خود را میگرفتی
سپاه سایهها از پا میافتاد
تو با دستان خود پامیگرفتی
دوبیتی 45
*
دو چشم، خیس یك دریا، دو تا دست
دو تا گلدستهٔ زیبا، دو تا دست
قنوت تشنگی را سرخ خواندند
كنار غربت سقا، دو تا دست
دوبیتی 88
*
بگو بغض مرا پرپر كند مشك
غم دست مرا باور كند مشك
به دندان میبرم اما خدایا
لبانم را مبادا تر كند مشك!
دوبیتی 97
*
مسافر تشنه و بیتاب و خسته
كنار دستهای خود نشسته
در آغوش برادر خواند آن روز
نماز بی قنوتش را شكسته
دوبیتی 113
*
خودش میرفت اما دستهایش
رقم زد عشق را با دستهایش
به روی خاك افتادند اما
نیفتادند از پا دستهایش
دوبیتی 98
□
تلاش شاعر بر این بوده است كه از مضامین عاشورایی در گسترهٔ معنایی بیشتری استفاده كند، تا شعرش اسیر تكمعنایی نشود. مثلاً كلمهٔ دست در تمام دوبیتیها تكرار شده است ولی شاعر سعی كرده است تا آن را در معانی گوناگون به كار گیرد كه باید گفت در موارد بسیاری در این كار موفق بوده است. همهٔ دوبیتیهایی كه پیش از این آمدهاند و پس از این میآیند میتوانند نمونههای این مسئله باشند.
عین همین مطلب دربارهٔ كلمهٔ دوبیتی نیز صادق است. شاعر از دوبیتی به مثابهٔ یك شیء در بسیاری از دوبیتیهایش بهره برده و سعی كرده است كه كاركردهای معنایی متفاوتی از آن به دست دهد. از این منظر به چند نمونهٔ زیر توجه كنید:
بهار زخمهایت ماندنی بود
كجا آن زخمها پوشاندنی بود
كنار رود، روی دفتر خاك
دو بیت دستهایت خواندنی بود
دوبیتی 19
*
دوباره مشك دریا ـ یك دوبیتی ـ
سرودی عشق را با یك دوبیتی
تنت روی زمین ـ یك چارپاره ـ
دو دستت روی شنها ـ یك دوبیتی ـ
دوبیتی 17
*
من و حس لطیف دستهایت
دو گلبرگ ظریف دستهایت
جسارت كردهام گاهی سرودم
دوبیتی با ردیف دستهایت
دوبیتی 12
□
ذیگر نكتهٔ قابل توجه این مجموعه توجه شاعر به تحولات شعر در سالهای اخیر و تلاش او برای به كار گرفتن آنها در قالب دوبیتی است. جدای از استفادههای گوناگونی كه شاعر از كلمه دست و دوبیتی كرده است، بازیهایی با ساختار دوبیتی نیز انجام داده است كه در بعضی موارد بسیار خوب از كار درآمدهاند:
برادر تشنه كام و مشك در دست
به دل شوق امام و مشك در دست
به سوی خیمهها راهی شد اما
دوبیتی ناتمام و... دست بر خاك
دوبیتی 85
.........................................
دوبیتی هم دو دست از دست داده است
دلم تنگ است یا باب الحوائج
..............................................
دوبیتی 124
دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه...
گلوگیر است این اندوه جانگاه
رباعی باش و بشكن بغض خود را
لا حول و لا قوة الا بالله
دوبیتی 125
□
كتاب آغاز و انجام خوبی هم دارد. شعرهایی در آغاز كتاب آمده كه به لحاظ مضمونی به نوعی مقدمه و درآمد دوبیتیهای متن كتاب است. در پایان هم دوبیتیهایی آمده است كه میتوان آنها را حسن ختام برای مجموعه دانست. مثلاً:
گل زخم و ستاره، وای از این دل!
هوای غم دوباره، وای از این دل!
دلم مثل دو دستت پاره پاره است
صد و سی و سه پاره، وای از این دل!
دوبیتی 133
□
مجموعاً فكر میكنم كه تلاش سید حبیب نظاری برای استفاده از ظرفیتهای گوناگون قالب دوبیتی در مضامین مذهبی در این كتاب جواب داده است. كتاب از این دست یكی از نمونههای خوب شعر عاشورایی این سالهاست. امیدورام كه شاعر بتواند موفقیت این كتاب را در موضوعات مذهبی دیگر نیز تكرار كند.