«هاجر نویدی» دختری روستایی بود كه بر اثر بیماری ساده سرماخوردگی و تنها به سبب ناتوانی مالی برای تهیه دارو از دنیا رفت. پزشك مصاحبهشونده به خبرنگار روزنامه ابرار گفته بود:
مرگ در روستای قلعهرئیسی (از توابع كهكیلویه)، ارزش خبری ندارد.
و آنها همین جمله را تیتر كردند.
این، توضیحی است كه خود شاعر برای شعرش نوشته است. پس هیچ توضیح دیگری درباره هیچ چیز نمیدهیم و شعر را میخوانیم:
ما كار خودمان را كردیم
ما
در دو صفحة روزنامه
از مرگ عجیب تو نوشتیم
و سخنگوی اصلاحات* به خبرنگارمان خندید
ما
خبر مرگت را
در روزنامه، تیتر یك كردیم:
«مرگ در اثر سرماخوردگی»
*
اما باید آدمفضاییها
با اسلحههای عجیب
تو را هدف میگرفتند
تا ما هم
از دوربین تفنگ آنها
تو را در تلویزیونها و پایگاههای اینترنتی میدیدیم
باید صاعقهای از آسمان میآمد
باید در آتشی سبز میسوختی
تا به چشم بیایی
یا دستكم
باید زیباتر میبودی
یا در حین بازگشت از كلاس موسیقی
با گلولهای مشكوك
كشته میشدی
*
خواهرم، هاجر نویدی!
روستازادة جوانمرگ به تیر 81
خواهرانم!
برادرانم!
درگذشتگان به تاریخ این خاك سرخ!
باید مثل خواهرم ندا
به خرداد 88 میمردید
تا به چشم میآمدید
شاید
به احترامتان
یك دقیقه سكوت میكردند.
* عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت وقت