خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
مستند اجتماعی
30 آذر 1388
13 مهر 1388
31 شهریور 1388
29 شهریور 1388
14 شهریور 1388
سارا خلج زاده
گزارش تصویری
14 اسفند 1388
10 اسفند 1388
3 اسفند 1388
1 اسفند 1388
عكس تئاتر
17 اسفند 1388
1 اسفند 1388
9 بهمن 1388
9 بهمن 1388
یادداشت
25 آذر 1388

در خانه هنرمندان بودم كه از نشستی  به عنوان نشست مطبوعاتی نمایشگاه عكس “ آبان گان” ، نمایشگاه عكس های هدیه تهرانی كه در خانه هنرمندان برگزار می شد به صورت كاملا اتفاقی مطلع شدم، و چون مدتی بود می خواستم درباره این نمایشگاه مطلبی منتشر كنم در آن حضور پیدا كردم. مطالبی در این جلسه گفته شد كه سمت و سوی نظر من را نسبت به این نمایشگاه تا حدود زیادی تغییر داد. نگارش مطلب زیر تنها بهانه ای برای پرداختن به این جلسه و تلنگری است به …

ای كاش هدیه  تهرانی نبودم!!

 

اول آنكه برگزاری یك نمایشگاه عكس به طور مسلم برای هركسی آزاد است، همچنانیكه یك عكاس حرفه ای نمایشگاه برگزار می كند، یك آماتور رشته عكاسی چه شغل اصلی اش مكانیك باشد چه بقال و چه بازیگر حق آن را دارد كه نمایشگاهی از آثارش برگزار كند و اگر غیر این باشد غلط است. حال در نمایشگاه خانم تهرانی وضع ارائه نمایشگاه به قدری متفاوت است كه سوالات عدیده ای را در ذهن مخاطب حرفه ای عكاسی مطرح می كند و نه مخاطبانی كه اولین حضورشان در خانه هنرمندان و یا حتی در یك گالری مرهون نمایشگاه خانم تهرانی است. سوالات به حدی زیاد است كه هرچه سعی كردن سامانی به آنها بدهم تا بشود همه را مطرح كرد، حاصل نشد و به ناچار چند سوال عمده را مطرح می كنم، نخست آنكه آیا براستی خانه هنرمندان ایران حاضر است این فضای وسیع را در اختیار هر كسی قرار دهد ؟ اگر این گونه باشد كه بعید است با تاكید بر روی عین، بنده می گویم تنبلی از امثال من بوده است كه وقت خود را صرف تعیین وقت برای یك گالری برای یك نمایشگاه گروهی می كردیم. خاطرم هست حدود دو سال پیش “مانسا یووان” عكاس جوان و با تجربه كوربیس كه نمایشگاهی در خانه هنرمندان برپا كرده بود مكانی بهتر از تالار انتظامی در طبقه فوقانی نصیب اش نشده بود. هرچند مقایسه سطح به سطح كاری غلط است ولی مقایسه من ازآن باب است كه مردم ما بهتر است با چه كارهایی به خانه هنرمندان بیایند و با چه كارهایی نیایند، سیاست كلی خانه هنرمندان باید آشتی دادن مردم با هنر باشد و كسی كه به خاطر اسم هدیه تهرانی به این مكان می آید اشكالی ندارد بیاید ولی در كنار این اسم آثاری را ببیند كه اگر اسم تهرانی در زیر آنها با پلاكی فلزی چسبانده نشده ولی ارزشی دیداری و حسی برای او ایجاد كند ورود او را به این خانه خوش آمد بگوید نه مانند پتك بر سر او بكوبد كه این یك مراقبه است و ممكن است شما چیزی از آن نفهمید، حضور یك اسم می تواند مهم باشد، حتی اگر آثاری با كیفیتی نازل را ارائه كند فرصتی مغتنم است برای هنرمندان تا مجال این را داشته باشند كه در كنار این اسم مردم را با سطح والایی از هنر یك پله بالتر ببرند، و شاید خانم تهرانی كمی موضع ترس به خود گرفته اند تا تمام اطراف از غیر خالی شود. باید توجه داشت نام هایی كه این سالها شنیده می شود در كنار اسم عكاسی است و این را باید مغتنم دانست برای چه كسی جذاب نیست كه بداند اگر بیضائی عكس بگیرد قابها را چگونه می بیند ؟ اگر عكاسی در هفتاد سال پیش هم به این سهل الوصولی بود مطمئن باشید ما با آثارعكاسی پیكاسو هم به نمایشگاه می رفتیم؟ و اگر خوب بود لذت می بردیم و اگر بد یاد نقاشیهای خوبش می افتادیم. اتفاقی كه در نمایشگاه هدیه تهرانی برای فیلمهای “اصغر فرهادی” و “افخمی” می افتد از همین نوع است، عكس های هدیه تهرانی بهانه خوبی است برای آنكه درباره كارنامه بازیگری اش بحث شود و بعد در كنار آن آثاری فاخر مثلا از” نیكول فریدنی” را دید و درست همین جاست كه سوال دوم مطرح می شود.

 

آیا سازمان میراث فرهنگی بهتر نیست به امثال “فریدنی” و “ازناوه” وام بدهد تا به عكاسی كه برای اولین بار آن هم از روی علاقه شخصی دست به عمل عكاسی برده است؟ و آیا در اساس سازمان میراث فرهنگی سازمانی حمایتی است یا یك سازمان مالی شبه بانكی است كه می تواند وام دهد؟ در كل مشكل اصلی آن جایی آغاز می شود كه خانم تهرانی می گوید در كل فروش این نمایشگاه برای من ارزشی ندارد فارغ از آن كه قیمت گزاری بر روی آثار مؤید این نكته هست كه حرف تهرانی نمی تواند حامل تمام معنا باشد، ولی نكته آن جاست كه تهرانی برای این نمایشگاه هزینه ای نكرده است تا برایش مهم باشد چقدر می فروشد و در واقع خانه هنرمندان و میراث فرهنگی دست به دست هم داده اند تا آثار عكاسی هدیه تهرانی را به سرعت ارائه كنند در حجمی كه نه حوصله یك نمایشگاه است و نه در سطح ارزشی یك موزه، خانم تهرانی به واقع باید از شخص شما پرسید فخر فروشی مالی به جامعه ای كه بعد از سالها سختی كشیدن و تلاش كردن در یك عرصه با فروش نمایشگاهی آثارش زندگی می كند، آن هم در قیمت هایی كه شما مطمئنا برای آن ارزشی قائل نیستید آن هم در خانه این جامعه كه شما را با هیبتی جدید در پز یك عكاس می بیند به تمسخر گرفتن آن ها نیست؟ این رفتار كه هنوز از راه نرسیده بر مسند ارائه احكام تازه در روش ارائه آثار هنری به هنرمندان هستید(مشكلات ارائه آثار در این نمایشگاه بسیار زیاد بود كه در مجال این یادداشت نمی گنجید)، این كه با تفاخر از پنج سال مراقبه خود صحبت می كنید و هنرمندانی را كه با بیش از چهل یا پنجاه سال را نادیده می گیرید است كه آنها را می آزارد. مگر نمی شود آثار نیكول فریدنی را در این ابعاد ارائه داد آن هم با وام میراث فرهنگی ؟ و چقدر دوستتان داشتم اگر می شنیدم كه هدیه تهرانی در حال برگزاری نمایشگاهی ازآثار بزرگان عكاسی است.از نظر من درج نوشته “عكاسی ممنوع” بر سردر ورودی هر سالن نشان از فاصله شما با جامعه و ذات عكاسی است و دلایلی مسخره تر از آن در علت درج این نوشته كه نشان فاصله شما با نمایشگاه های روز دنیاست. خانم تهرانی یك شبه ره صد ساله رفتن خطاست. خانم ترهنی اگر شما هدیه تهرانی نبودید(آنگونه كه مظلومانه در نشست مطبوعاتی آرزو كردید) آنوقت اصلا نشستی اتفاق می افتاد.مشكل در ارائه آثار عكاسی توسط شما نیست همچنانیكه در اول اشاره كردم، مشكل در ان ادعایی است كه می گویید ندارید، مشكل در رفتار است.

نظرات

یه روزی به خودمون اومدیم دیدیم كه هدیه تهرانی ستاره سینما شده. جل الخالق! از كجا و به چه دلیل فقط خدا می‌دونه. البته من نمایشگاه عكس تهرانی رو ندیدم اما اگر این جور كه شما می‌گویید باشد، جای تعچب نیست كه یه روز صبح از خواب بیدار شیم و ببینیم كه این بار هدیه تهرانی عنوان یك عكاس بی نظیر را به خود اختصاص داده. از كجا باز هم خدا می‌داند.

16 دی 1388 ساعت 19:54 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

متاسفم واقعا برای این جماعت واقعا هنرمند مظلوم ، كه اگر پول نداشته باشند نمایشگاه كه چه عرض كنم حتی قدرت ارائه كارهاشونم ندارن . كاش به جای فخر فروشی و راه انداختن یه نمایش بزرگ توسط یه بازیگر نه چندان بزرگ یه كم به فكر هنرمندان متخصص كم درآمد و ساكت بودیم . آیا واقعا خانه هنرمندان و آتلیه ها بیشتر به چه كسانی تعلق دارد؟ چراغی كه به خانه رواست ...

8 دی 1388 ساعت 14:31 | متاسف |  بدون email | بدون آدرس وب

من تنها مشكل این نمایشگاه تعداد زیاد عكسه می دونم . اگر كمتر و گلچین تر بود باید به جرات گفت نمایشگاه خوبی بود. بیاییم زیادی جو گیر نشیم و قضاوت كوركورانه نكنیم. خانم تهرانی هم هنر منده و این قدرت و هنر ایشان را می رسانه كه دست به این اقدام زده. بابت زیاد بودن آثارم بخاطر بدهی زیاده و مخارج این نمایشگاه بود كه باید در می یاورد. در هر صورت آرزوی موفقیت برای همه هنرمندان دارم كه در این وضعیت موجود با بدترین امكانات اینچنین زحمت می كشند. پایند و شاد باشید.

3 دی 1388 ساعت 12:54 | آرش رضوانی |  بدون email | بدون آدرس وب

تند رفتی برادر من! هم عكاس ها هم شاعرها مثال همین شاعری كه كامنت گذاشت كمی از تشكر نسبت به خودشان كم كنند تا هوا تازه شود! به نظر شما كسی كه دستش می رسد و می تواند نمایشگاه خانه هنرمندان كه هیچ نمایشگاه بین المللی تهران را بگیرد و عكسهایش را بگذارد این كار را نكند؟ مشكل سازمان میراث فرهنگی را در مقالتی جدا برای رئیس همان سازمان بفرست نه برای خانم تهرانی كه بخواند!! باید كمی هم افتخار بكنید كه حالا اسم هدیه تهرانی باعث رونق خانه هنرمندان شده و مردم می روند به بهانه هدیه خانم می روند تماشای كانسپت ها و عكس های سختی! كه به سوررئال هم نزدیك بود به قول خارجی ها! در كلیت ماجرا توزیع عادلانه امكانات برای هنرمندان مشكل مهم كشور ماست ولی باز هم بهانه این نمی شود كه اینگونه بنویسید دوست من! از فیل ها كمی فاصله بگیرید آقای هاشم زاده!

1 دی 1388 ساعت 13:41 | عباس حسین نژاد |  ahoseinnejad@gmail.com | آدرس وب

عكاسی كه چه عرض كنم .اخیرا هنرپیشه ها شاعر هم شده اند ! من نمی دانم عكش و شعر چه گناهی دارند كه همه اجازه ی ورود به آن را دارند ولی بازیگری چه چیزی است كه فقط مختص از ما بهتران است ؟

26 آذر 1388 ساعت 13:04 | سعید بیابانكی |  بدون email | بدون آدرس وب

نوشته بسیار خوبی بود . از شما به خاطرش تشكر می كنم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.

25 آذر 1388 ساعت 16:55 | اهور |  ashrafi_mansoureh@yahoo.com | آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: