خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
داستان کوتاه
3 اسفند 1388
21 بهمن 1388
داستان کوتاه کوتاه
25 بهمن 1388
15 بهمن 1388
داستان دنباله دار
تحلیل
2 آبان 1388
28 شهریور 1388
مهدی خادمی كولایی
27 مرداد 1388
ترجمه: فرهاد مرسلی پاورسی
نقد و بررسی
11 اسفند 1388
28 بهمن 1388
13 بهمن 1388
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
18 اسفند 1388
4 مهر 1388
کارگاه
گزارش
16 اسفند 1388
17 شهریور 1388
14 مرداد 1388
6 مرداد 1388
12 خرداد 1388
خاطره
23 اسفند 1388

 

 نوشته: ام استنلی بوبن

 
سگ نزدیك در كه رسید شروع كرد به بو كشیدن. همانطور كه فس فس كنان بو می كشید  با دماغش در را باز كرد. قلبم تند تند می زد. وجودم كرخت شده بود و همه چیز دور سرم به دوران در آمده بود. دستی از پشت سر روی شانه ام خورد و صدایی آمرانه گفت: "راه بیفت!"
 قدمی به جلو برداشتم و سگ هم دنبالم راه افتاد. ورودی پر بود از بوی تعفن چیزی كه حتما من توی آشپزخانه جوشانده بودم... یك بویی كه یادم هست همیشه آزارم می داد و حالم را به هم می زد.
 یك مرد درجه دار از آشپزخانه بیرون آمد و از جلوی مرد مسلح گذشت و زل زد به من و پرسید: "اینه؟"
 و بی آنكه منتظر پاسخ بماند مرا به عقب هل داد. سكندری خوران پرت شدم روی كاناپه. صورتش را نزدیك صورتم آورد طوریكه نفسش توی صورتم می خورد. بوی تعفن می داد. نفسش را فرو دادم. خوشحال بودم كه بویی غیر از تعفنی كه دماغم را پر كرده بود فرو می دادم.
 پرسید: "اسم زنی كه اونجاست ...چی بود؟"
با اشاره مرد نگاهم را به آشپزخانه دوختم: "اسمش رو نمی دونم."
"تو همه چیز رو جوشوندی... یا فقط..."
 "ببخشید قربان" صدا حرفش را قطع كرد: "می شه حق و حقوقش رو بهش بگم؟"
مرد جواب داد: "آره می تونی!" و قدمی به عقب برداشت. حرفی را شنیدم كه انتظارش را داشتم: "تو حق داری كه لالمونی بگیری!"
مرد درجه دار دوباره جلو آمد و نفسش را توی صورتم داد: "زن آخرین قربانیت بود... ما تا حالا سه تا جسد پیدا كردیم و... اون آشپزخونه كوفتی..."
چشمهایش را بست و لحظه ای ساكت شد: "اما دیگه تمومه لعنتی... دیگه همه چیز تمومه"
سرم را تكان دادم تا خوب بشنوم. با آن كلمات داشتم دوباره جان می گرفتم مشتاقانه گوش دادم: تمومه... دیگه تمومه. این عبارات تمام وجودم را پر كرد. چیزی از وجودم كنده شد. انگار طلسمی شیطانی كه یكباره شكسته شود!
نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: