خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
9 تیر 1387

1
من خودم ندیده‌ام، اما یکی از دوستان تعریف می‌کرد که فیلمی دیده است مربوط به صدو بیست و سی سال پیش؛ عکاس‌‌باشی از مظفرالدین‌شاه قاجار این فیلم را گرفته است. ظاهراً قرار بوده از دورشکه پیاده شدن قبله‌عالم فیلم بگیرد. حالا از روی بدجنسی یا به هر علت دیگری چند بار شاه ممکلت را سوار و پیاده می‌کند که مثلاً خوب نشده، یک بار دیگر!
حالا این دوست ما بدون این‌که ارادتی به مظفرالدین شاه یا هیچ شاه دیگری داشته باشد شاکی بود که چرا باید دور و بری‌ها شاه ایران این قدر هالو باشند که عکاس‌باشی به خودش اجازه بدهد تا از او بازی بگیرد؟
حالا هم حکایت، حکایت ماست. از شما چه پنهان، این ایام وقتی مصاحبه‌های تلویزیونی و تبلیغاتی کاندید‌های رئیس‌جمهوری را می‌بینم به یاد آن حکایت و ناراحتی دوستم می‌افتم. خدا نگذرد از آقای بیل کلینتون آمریکایی و بگذرد از تقصیرات سیدمحمد خاتمی ایرانی که برای رای آوردن، پای هنر‌پیشه‌ها و مطربان را به سیاست باز کردند. من البته اگر کاندیداهای آمریکایی در مصاف انتخابات به ساز کارگردان‌های هالیود می‌رقصند، در فرهنگ آن‌ها چیز غریبی نیست و اصولاً به اعتراف خودشان مردم آن‌جا در سیاست سرشته ندارند و بیش ازیک صد سال است ازهنرپیشه‌‌جماعت برای آنان قهرمان ساخته‌اند. بالاخره ملتی که تاریخ نداشته باشد باید یک‌جوری جای خالی آن را پر کند و... اما مردم ایران نه به اعتراف این رجال کاندیدها، بلکه به گواهی همه عقلا و آمار و ارقام پژوهشگران، ملت بسیار باهوشی هستند و طبیعی است که این جعلق‌بازی‌ها را توهین به سطح شعور خودشان بدانند. ایرانی‌ها در تاریخ سیاسی خود شخصیت‌ها بزرگی دیده‌اند که یکی از آنان را ما هم از دور دیدیم امام خمینی بود. آدمی که آن قدر بزرگ بود که وقتی در حسینیه گلی خود حرف می‌زد، در واشنگتن و کرملین سیاستمداران به خود می‌لرزیدند، حالا در سرزمین او کسانی داعیه سروری بر ملت او را دارند که آکتورهای سینما به خود اجازه می‌دهند از آنان بازی بگیرند و بگوید کجا بخندد و کجا گریه کند و اصلاً چه بگوید! اف لک یا دهر!

2
دیگر این که، در این مملکت سال‌ها پیش اگر یک هنرمند یا نویسنده گردن‌شکسته‌ای که از خانه خودش هم خیلی اطلاعات درستی نداشت، به مناسبتی گذرش به یک سفارتخانه اجنبی می‌افتاد، دستگاه‌ها مسؤول می‌توانستند باباش را جلو چشمش بیاورند. هرچند می‌گویند در ممالک مدعی هم با این گونه عناصر چنین می‌کنند؛اما به نظرمن در جایی مثل ایران خیلی نباید مته به خشخاش گذاشت! در این‌جا سرویس‌های امنیتی بیگانگان بعید است نیازی به جواسیس کوچک دون مایه داشته باشند. برای آنان دست‌یابی به اطلاعات طبقه‌بندی شده در ایران آن‌قدر آسان است که هیچ نیازی به کارهای خطرناک نیست. مثلاً اگر همین فرمایشات چند ماهه این آقایان کاندیداها را درست جمع‌آوری کنند تا چهار سال بسشان است. بعید به نظر می‌رسد در این ممکلت چه چیز پنهانی مانده باشد که اینان نگفته باشند!

3
گاهی آدم دلش به این رادیوهای بیگانه و سرویس‌های اطلاعاتی کذا و کذا می‌سوزد! آن بدبخت‌ها متهم‌اند که برای ناامیدی مردم ایران سیاه‌نمایی می‌کنند و مشکلات را بزرگ جلوه می‌دهند و... اما حضرت عباسی بعضی از این رجال سیاسی با شعور مدیر و مدبر کاندیداتوری رئیس‌جمهوری، در این مدت فقط از طریق رسانه ملی برای جلب ارای یک مشت آدم خاکستری، آبرو برای انقلاب و نظام و این ممکلت نگذاشتند! هر چه که از ضعف‌ها و نارسایی‌هایی کشور به عنوان محرم می‌دانستند، برای سبقت از رقبا با با بزرگ‌نمایی و... بیرون ریختند. جالب این که پدر صلواتی‌ها چنان ژست طلبکارانه‌ای می‌گیرند که گویی در این بیست و چند سال حضرات در اردوگاه نهضت‌آزادی بوده‌اند و هیچ مسؤولیتی و مقامی نداشته‌اند و لابد مسبب همه این مصایب مردم کوچه و بازارند!
بماند صدماتی که در این ایام بر پیکر فرهنگ این مرز و بوم وارد شد، به این آسانی‌ها جبران‌پذیر نیست. بنابراین پشنهاد بنده این است که اگر چهار سال بعد انتخاباتی بود و قانون انتخابات تغییری نکرد، پیش از برگزاری رقابت‌ها یک کسی و یک جایی به کاندیداها بایدها و نبایدها را آموزش بدهد ولو این که این آموزش‌دهنده را از خارج وارد کنیم!

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: