در نشستی كه چند روز پیش در سرای اهل قلم و در نمایشگاه كتاب تهران برگزار شد این كتاب با حضور نویسنده و سه تن از نویسندگان و منتقدان مطرح كشورمان مورد نقد و بررسی قرار گرفت. زنوزی كه با انتشار قاعده بازی توانسته عنوان كتاب سال را از آن خود كند، در لابه لای انتقادهایی كه از كارش شد به نكاتی اشاره كرد كه در گزارش ذیل به آنها نیز اشاره می شود.
ساعت لعنتی یكی از كارهای تقریبا قدیمی نویسنده معاصر كشورمان یعنی فیروز زنوزی جلالی است كه به دلیل مسائلی از جمله موارد مربوط به چاپ، انتشار آن به بعد از آثار اخیر موكول شد و در حقیقت نمی توان این مجموعه را جزو آثار جدید زنوزی بدانیم.
در نشستی كه چند روز پیش در سرای اهل قلم و در نمایشگاه كتاب تهران برگزار شد این كتاب با حضور نویسنده و سه تن از نویسندگان و منتقدان مطرح كشورمان مورد نقد و بررسی قرار گرفت. زنوزی كه با انتشار قاعده بازی توانسته عنوان كتاب سال را از آن خود كند، در لابه لای انتقادهایی كه از كارش شد به نكاتی اشاره كرد كه در گزارش ذیل به آنها نیز اشاره می شود.
كامران پارسی نژاد یكی از منتقدین حاضر در جلسه، در ابتدا پس از عرض ادب و گلایه نا آشكار از كمبود وقت گفت: من یكی از مدافعان داستانهای آقای زنوزی درجشنواره بودم و خودم یكی از كسانی بودم كه كتاب قاعده بازی را شایسته عنوان برترین می دانستم پس من نمی توانم اینجا یك منتقد باشم و بیشتر باید مثل قبل به دفاع از این اثر بپردازم. نویسنده این داستان از جمله معدود نویسندگانی است كه درهنگام نقد داستان هایشان منتقد به نكات جدید تری دست پیدا می كند.
در داستانهای زنوزی لایه های فراوانی وجود دارد كه نشان دهنده ویژگی عمقی بودن مطالب است، هرچه بیشتر دراین آثار دقت می كنیم بیشتر به این موضوع پی می بریم كه نوشته های زنوزی جلالی دو ویژگی خواندنی وفهمیدنی را دارا هستند. درحالیكه بسیاری ازآثار فقط خواندنی هستند وبرای درك پایان آن، خواندن داستان حتی به صورت تند خوانی اكتفا می كند. این نویسنده، شاخصه بسیارمهم دیگری كه درآثارشان مشاهده شده است مشخص بودن هدف است. نویسندگان زیادی هستند كه تحت تاثیر یك جریان فكری به دنبال خلق اثر یا حتی آثار هستند، خطاهای زیادی انجام میدهند اما قبل از رسیدن به هدف، هدف خود را نمی دانند، یعنی اول شروع به نوشتن می كنند و بعد دنبال این هستند كه برای چه هدفی آن رامی نویسند.
پارسی نژاد دغدغه زنوزی راماجرای انسان دانست، چرا كه محور اصلی داستانهای ایشان انسان است. خیلی ازنویسندگان ما متهم به عدم تحقیق درمورد علوم انسانی یا بهتر بگویم انسان شناسی هستند. این افراد قدرت تحلیل و ریشه یابی ندارند و بیشتر به دنبال توصیف اشیا درآثارخود هستند، یعنی دنبال شی وارگی هستند. قهرمان یا نقطه اوج داستان این افراد به یك وسیله ختم می شود. در قرن 19 از این دست نویسندگان آثار فراوانی مشاهده شده است. اما درآثار زنوزی همانطور كه گفتم انسان محور هستند و این موضوع در كتاب قاعده بازی ایشان بیشتر به چشم می خورد، زنوزی ناخواسته اما هوشمندانه سبك رئالیسم را انتخاب كرده كه البته بیشتر می توان نوشته های ایشان را درقالب رئالیسم انتقادی دانست، مواردی كه به عنوان ویزگی آثار این نویسنده معرفی كردم اثبات این موضوع است كه این آثار به عنوان اسناد تاریخی ثبت می شود. درتاریخ صحنه های بمباران و احساسات منعكس نشده و بسیاری ازصحنه ها چه غم چه شادی در تاریخ ثبت نمی شود مگر آنكه نویسنده پیرو ادبیات وجدان باشد، چرا كه باورهای شخصی وقتی با ادبیات وجدان تلفیق می شود می تواند یك اثرمستند باشد درقالب تاریخی، به نظر من آثار زنوزی این قابلیت را دارا هستند كه درتاریخ ثبت شوند.
درادامه این جلسه علی الله سلیمی به عنوان مجری جلسه ازعلی اكبر والایی دیگرمنتقد ونویسنده مطرح كشورمان خواست كه نظرات خود را در مورد كتاب ساعت لعنتی بیان كند.
والایی پس از تشكر وعرض ادب گفت: نكته اصلی ازنظر من ویژگی چند لایه نویسی وغیر خطی بودن داستان است، من هم اعتقاد دارم كه این آثار را باید با آرامش و عمیق خواند تا بیشتر با پیچیدگی های داستان و شخصیت های آن آشنا شد، البته از نظر من عنوان كتاب چندان مناسب نیست. این عنوان به نوعی تقلید از اسم داستان ساعت شوم از گابریل گارسیا ماركز است، از سویی دیگر ساعت لعنتی ازداستانهای قوی مجموعه نیست. در این داستان حضور مردی نامرئئ قهرمان قصه را تهدید می كند درحالیكه همه انتظار دارند نویسنده ناجی قهرمان داستان باشد در نهایت می بینیم كه نویسنده خود مورد تهدید است.
یكی از ویژگی هایی كه دراین اثر به خصوص درقسمتی از داستانی كه درابتدای جلسه قرائت شد، دیده می شود وجود این نكته ظریف است كه نویسنده اعلام می كند مرگ فقط برای دیگران نیست. در داستان ساعت لعنتی تغییر زاویه دید كمی به كار لطمه زده است. درداستان كوتاه نه مجالی برای تغییر زاویه دید است و نه شرایط داستان اقتضا می كند، حتی خواننده هم علاقه ای برای این موضوع نشان نداده است. یكی دیگر ازانتقاد های من درمورد این داستان عبارت پایانی آن است كه احساس می كنم به داستان تحمیل شده است، این عبارت حس شگفت انگیزی به خواننده القا نمی كند، ما به عنوان یك نویسنده ایرانی باید سعی كنیم شخصیت های داستان های ما شخصیت جهانی پیدا كنند، مثل شخصیت های داستان های داستا یوفسكی. نویبسندگان ما به این هنر ناآشنا نیستند اما كم توجه هستند. این ویژگی میتواند ادبیات معاصر ایران رابه اوج سوق دهد. این موضوع باید درادبیات ما ركن شود. والایی قسمت عمده انتقادات خود را به اسم داستان كه به نوعی انتقال دهنده انرژی منفی به مخاطب است اختصاص داد و ابراز امیدواری كرد كه نویسنده در چاپ های بعدی عنوان اثر را تغییر دهد.
اما در ادامه زنوزی به عنوان مدافع اثرخود گفت: نویسنده وقتی اثرخود را نوشت كارش را تمام كرده است، من از صحبتهای آقای والایی استفاده كردم وهیچ حرفی جز تشكر از ایشان ندارم، اما نكته ای كه لازم می دانم اینجا مطرح كنم این است كه همیشه دوست داشتم اولین و آخرین اثر یك نویسنده در یك كتاب چاپ شود تا خواننده روند رشد نویسنده را ببیند. اگرمن سال 78 یك نویسنده خوب بودم و الان هم یك نویسنده خوب باشم خیلی بد است و خوب این است كه من از خوب به خیلی خوب پیشرفت كرده باشم. یكی از مواردی كه احساس می كنم در این مجموعه وجود دارد خاصیت رمان شدن تك تك داستان های این مجموعه است و حتی بد نیست بدانید كه درمورد داستان خاك و خاكستر برای فیلم شدن صحبت شده است.
در ادامه علی الله سلیمی از كامران پارسی نژاد خواست كه صحبت های نهایی و مكمل خود را برای مخاطبان حاضر در جلسه مطرح كند. وی دراین بخش به بررسی ویژگی شخصیت های داستان ها پرداخته آنها را انسان هایی خاكستری و لب مرز دانستند كه هنوز خوب قوام پیدا نكرده اند. اوج تاثیر گذاری شخصیت در این داستانها نیست و من این ویژگی را دركتاب قاعده باری بیشتر و بهتر و موثرتر از این مجموعه می بینم. درداستانهای زنوزی شخصیت افراد كاملا متفاوت است و هر شخصیت برای خودش قالب و حرفهایی جدا دارد. خواننده شاهد فراز و فرودهای فراوانی است و اغلب شاهد حركت های عظیم و تكان دهنده هستیم. نویسنده از تجربیات خود به عنوان یك نظامی استفاده كرده است و خواننده را مجبور كرده كه با این ضرب آهنگ روبرو شود. خواننده به دلیل عمقی بودن گاهی اوقات مجبور می شود خواندن را قطع كرده و برای درك بیشتر و همخوانی با اهداف نویسنده اثر را با تامل بیشتری مورد مطالعه قرار دهد.
والایی نیز درصحبتهای تكمیلی خود فقط به این نكته اشاره كرد كه این مجموعه به رغم داشتن ویژگی هایی چون چند لایه بودن، خطی نبودن و مفهومی بودن از عنوان خوب و تاثیر گذاری برخوردار نیست و نظر شخصی من تغییر نام كتاب است. در پایان این جلسه كه با حضور محمد رضا سرشار ازنویسندگان با سابقه كشورمان در بین مخاطبان همراه بود برخی از حاضران سوالاتی را از نویسنده پرسیدند.